محمد تقوى قزوينى

63

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )

على قزوينى ، مشهور به « دادا » كه تقريباً پنج ماه بود از قزوين به سمت كربلا مسافرت نموده‌اند ، در ميان گارىها بودند . بعد از تعارفات و روبوسى ، تشريف آوردند منزل ما ؛ تقريباً يك ربع نشستند و چايى صرف نمودند . خداحافظى نموده ، تشريف بردند و ما هم سه به غروب مانده ، حركت نموديم . [ ميانه خاك قزوين و همدان ] بعد از طى دو - سه فرسنگى ، در بالاى كوهى ، برج مختصرى ساخته بودند . معلوم شد بعد از تحقيقات كه علامت حدود ميانه خاك قزوين و همدان مىباشد و امروز عبور ما غالباً از ميان كوه‌ها است ، ولى منظره بدى ندارد . چون خط راه شوسه ، در كنار خررود واقع است ، تماشاى رود را مىنماييم . [ وصف آب‌گرم و خواص آن ] بعد از طى مقدارى [ 4 ] از راه ، رسيديم به آب گرم ، ولى در خاك قزوين است . قبل از رؤيت آن ، برج بالاى كوه كه در صفحه پشت نوشته‌ام ، رؤيت شد . و اين آب‌گرم وصل به رود خررود است كه توسط پلى كه بر رود بسته شده ، عبور از رود مىنمايد و در آن طرف ، سنگى مستطيل از كنار جاده جدا شده ، إلى وسط رودخانه قطع شده و تقريباً هفت إلى هشت زرعى ارتفاع اين سنگ است از زمين رودخانه و چند زرعى عرض اين سنگ است و در بالاى آن سنگ ، چهار حوض كوچكى از آب است كه از ميان آن حوض‌ها مىجوشد ، ولى نه جوششى كه از گرما باشد ؛ جوشش چشمه است و آب اين حوض‌ها در گرمى متفاوت است . و در پايين آن سنگ ، وصل به آب رودخانه ، گودال آبى هست كه آبش از آب‌هاى بالاى آن سنگ قدرى گرم‌تر است و از زير همان سنگ جارى است و گرماى اين آب